مرتضى راوندى

67

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

و مانى ، ظهور اينان نشان مىدهد كه در عصر اشكانى بازار فلسفه و دانش تا حدّى گرم بوده و قطعا در شهرهاى بزرگ ، مراكز فرهنگى وجود داشته است ، بويژه كه در اين روزگار آزادى عقيده و آزادى مذهب وجود داشت و در هرجا كه آزادى روان باشد زمينه براى پيشرفت كارهاى علمى و فرهنگى آماده‌تر است . ايرانيان در زمان اشكانيان ، با مردم آسياى باخترى و روميان رابطه داشتند ، چگونه مىتوان پذيرفت كه آيين مهر و انديشه‌هاى اخلاقى و فلسفى آن ، از ايران به روم رفته و تا جزيرهء انگليس گسترده شده ، ليكن از انديشه‌هاى فرهنگى رومى پرتوى به ايران نتابيده است ؟ . . . « 1 » » چنان كه دارالعلمهاى مشهورى مانند الرها و پورسيپا و ميلطوس ، با آنكه هرسه در قلمرو خاك ايران و مركز علم و مقصد دانشمندان جهان بود ، خود ايرانيان را به علم تحريص نمىكرد ، ايرانيان از آغاز تا پايان سلطنت با عظمتشان ، ابدا التفاتى به تحصيلات علمى نداشتند و تصور مىكردند براى ثبوت قدرت آنان ، كاخ شوش و قصرهاى تخت جمشيد و سازمان جهاندارى آنها كافى خواهد بود . « 2 » » به‌نظر « گوستاولوبون » دانشمند فرانسوى : « اهميت ايرانيان در تاريخ سياست دنيا خيلى بزرگ بوده است ولى در تاريخ تمدن و رشد علوم و فنون و ادبيات نقش مهمى ايفا نكرده‌اند ، ايرانيان خالق فرهنگ و تمدن نبودند بلكه تنها رواج‌دهندهء تمدن بودند . آنچه مسلم است علوم و دانشهاى عهد ساسانى به حكم حدود و قيود طبقاتى در انحصار طبقات مرفه و ممتاز جامعه بوده و جنبهء عمومى و همگانى نداشته است . كريستن سن پژوهندهء دانماركى مىنويسد : « جماعت بسيارى از تجار شهرها ، لا اقل كتابت و قرائت و حساب را مىدانستند ولى عامهء مردم در عهد ساسانيان از حيث ادب و سواد بضاعتى نداشتند . « 3 » » در ايران باستان طبقات ممتاز به آموزش‌وپرورش فرزندان خود دلبستگى داشتند . در يسنا فقره 5 مىخوانيم : « اى اهورا مزدا به من فرزندى عطا فرما كه از عهدهء انجام وظيفه نسبت به خانه ، شهر و مملكت برآيد و پادشاه دادگر را يارى كند . » راجع به تعليم و تربيت كودكان و جوانان طبقات عاليه اطلاعات دقيقترى داريم . عده‌يى از نجيب‌زادگان مانند عهد هخامنشى ، در دربار با جوانان خاندان سلطنت ، خواندن ، نوشتن ، حساب و

--> ( 1 ) . احسان عباس : عهد اردشير ، ترجمه محمد على امام شوشترى ، ص 10 به بعد . ( 2 ) . محمد على جمال‌زاده : خلقيات ما ايرانيان ، ص 81 . 14 - همان كتاب ، ص 93 ( به اختصار ) . ( 3 ) . آرتور كريستن‌سن : ايران در زمان ساسانيان ، ترجمهء رشيد ياسمى ، ص 438 تا 440 ( نقل به اختصار ) .